48 - تاریخ: 1395/6/25 ساعت: 23:01
همیشه به این جمله که "بهترین راه برای تخریب یک مفهوم، «بد دفاع کردن از اونه»" اعتقاد داشتم.
49 - تاریخ: 1395/6/25 ساعت: 23:01
داشتم فکر میکردم بشینیم دستهجمعی دعا کنیم خدا ما رو هم تست کنه ببینه جنبه پولدار شدن داریم یا نه! به همین سوی چراغ فقط از زاویهی تست و ایناش دارم به قضیه نگاه میکنما!
50 - تاریخ: 1395/6/25 ساعت: 23:01
جنگِ بین «منطق» و «باور» بود و قمار بود رو «شرافت». مردم ما دو دسته شدن؛ یه دسته یه سور زدن به منطق و با باورشون رفتن تو میدون. اون یکی دسته با منطق بلوف زدن و شرافتشون رو حراج کردند. این وسط یه «ما»یی بود، کجدار و u200dمریز. که شرافتش رو نفروخت و قمار رو هم باخت.
47 - تاریخ: 1395/6/23 ساعت: 14:34
روز اول نسبت به آشغال وسواس عجیبی داشت. اتاقشو بیدلیل برق مینداخت و راه به راه کیسهی سطلآشغالش رو عوض میکرد. ماه ششم صبر میکرد سطل تا نصفه برسه، بعد کیسهی جدید میذاشت توش. سال اول آشغالا که پر میشدن کیسه عوض میکرد. ماه هجدهم، صبر میکرد سرریز کنن، بعد. سال دوم، حسابی که روی زمین که میریختن. ماه سیام،...
46 - تاریخ: 1395/6/22 ساعت: 16:20
این «نژادپرست» بودن ایرانیها و کلا خاورمیانهایها، از مواردیه که هر دفعه منو به یک اندازه متعجب و متأسف میکنه. این «اندازه» که میگم هم، خیلی زیاده. خیلی خیلی زیاد. این سر دنیا تو این مملکت، کافیه چند دقیقه بشینی تو جمعی که فرضا 4 تا عرب توشونه، 4 تا ایرانی، 4 تا هندی و 4 تا پاکستانی. همه، به یک انداز...
45 - تاریخ: 1395/6/22 ساعت: 8:37
خب آخر ماهایی که در خشکی به دنیا آمدهایم، برای سوار شدن قایق باید تا ساحل پیاده برویم. نقطه.
44 - تاریخ: 1395/6/21 ساعت: 8:00
من و همین یه عکست، به هم علاقه داریم که سالیان ساله به درد هم دچاریم خودت که دیگه نیستی، نبایدم بدونی عذاب غیر از این نیست، که چشم به راه بمونی. سیامک عباسی، «دچار»
43 - تاریخ: 1395/6/18 ساعت: 8:10
...من فقط برای سایهی خودم مینویسم که جلوی چراغ، به دیوار افتاده است. باید خودم را بهش معرفی بکنم.
42 - تاریخ: 1395/6/17 ساعت: 19:07
آقا از همین تریبون اعلام میکنم پاپِ داخلی فقط سیامک عباشی، مرتضی، شهرام شکوهی. آلبوم جدید سیامک عباسی هم امروز اومد. برید بگوشید.
32 - تاریخ: 1395/6/17 ساعت: 8:09
کلا آقا، ما مذکر جماعت (Made in Iranهامون البته) واسه دختر همسایه روشنفکریم، واس خوار مادر خودمون غیرتی. پینوشت: دو رو هم خودتی. پینوشت: متناقض هم خودتی.
33 - تاریخ: 1395/6/17 ساعت: 8:09
+ ببخشید شما دانشجویید؟ - بله. + درسَم میخونید؟ - نه دیگه در اون حد! (امروز، واقعی)
34 - تاریخ: 1395/6/17 ساعت: 8:09
نزدیک شدن که سهله دختر، اگه هزار ساعت دیگه هم همونجوری با اون لباس باز و شل و ول خوابت ادامه پیدا میکرد، حتی سمتت هم نمیومدم. نه که تو مالی نباشی. عزت نفسِ خودمه.
35 - تاریخ: 1395/6/17 ساعت: 7:51
دیگه راز سر به مهر نبود که دختر خوب. تو خودت بهتر از همه میدونستی، که منِ سردِ تودارِ دلنبند، جوری به تو دل بستم که دومی نداشت. میدونستی عشق و عاشقی تو مرام من نبود. براش ساخته نشده بودم. منِ همیشه دپِ سیگار به دستِ اخموی بدقلق رو، با این بند و بساطا کاری نبود که آخه فدات شم. عاشق ظاهرت نشدم. کور نب...
36 - تاریخ: 1395/6/17 ساعت: 7:51
ماها هر جا از آدما بریدیم، به سیگارمون محکمتر پک زدیم. همین و بس.
37 - تاریخ: 1395/6/17 ساعت: 7:51
واسه یه مشت اسکلت متحرک که زیر چند کیلو گوشت و مفصل پنهون شدن و آخرِ آخرش یا غذای کِرمآ میشن یا یه مشت گرد و غبار تو رودخونه، ما آدما خیــــــــلی ادا واریئیم!
38 - تاریخ: 1395/6/17 ساعت: 7:51
حس و حال تخمی-ناگهانی، شبایی مثل امشب. با هم حملهور میشن این سایهها. از چیز مزخرفی مثِ "این بلاگفا هم دیگه اون بلاگفای قبلی نیست" شروع میشه. میزنه به سرم، میخوره به خاطرات. میزنه به قلبم، میرسه به یگانهی کوچک. درد داره پسر. هم صرفِ کنار اومدن با تغییر، هم تحملش تو چیزایی که نمیخواستی هیچوقت تغییر کن...
40 - تاریخ: 1395/6/17 ساعت: 7:51
یادت دادم دنیا نمیرسه انتها و یه روزی اگه نبودیم با هم یه دنیا بین ماست... یادم دادی اینطوری فکر کردن اشتباست و اینجوری با هم بودن فقط برا تو قصههاست... یه اتفاق بده.. فدای سرت.. این روزا ام میگذره عزیزم نباشه غمت.. خنده خاکستر نمیشه دیگه گوشه لبت..
41 - تاریخ: 1395/6/17 ساعت: 7:51
رهنمود درست رو سعید عبدِولی داد، که آقا درود به این زندگی و هر چی که هست :))