خرید بک لینک
این پاسپورت و مهر خروجی که بعد از عمری منو به خاکِ خونهای دعوت کرده،

که نه دلم بهش وصله و نه میتونم ازش دل بِکَنَم.

این بهارِ امسال که تو همون خونهای برام جشن میگیره که منو از خودش روند و یه عمر طول کشید تا دوباره صدام بزنه.

موضوع اصلا «آه ای وطن» نیست، که من یکی خوب میدونم «وطنپرست»ِ به اون معنی نیستم.

پای یه عَهده. موضوع، یه دلتنگیه عجیبه. برای منی که تا یه جایی از زندگیم یه ساختمون و یه خیابون معنای «خونه» میداد و از یه جایی به بعد، یه ضرب پونزده سال اون ساختمون و خونه و شهر و ندیدم.
برای منی که همهی معنیِ کلمهی خاصِ «خونه»، خلاصه شد تو یه متر سنگ، اونم جایی که نمیدونم کجاست و فقط عکسش رو دیدم.

موضوع بین من و منه. بین من و بدهیای که به خودم دارم. اون بدهی به دل خودمه که بیشتر «باید»ئی میکنه قضیه رو.

پای یه عَهده.
یا شب سالگردش، سرِ خاک.
یا شب پونزدهمین سال، روبروی اون خونه.

برچسب: نویسنده: امیر نجفی تاريخ: سه شنبه 24 مرداد 1396 ساعت: 18:08

صفحه بندی