نگاه میکنه. هم حرصش گرفته هم دلخوره هم غمگین! میگه هر دفعه تو جمع، انتقاد میکنند ازش که چرا نیست و کمپیداس و دیر به دیر آفتابی میشه! میگه از اون طرف هر موقع باهاشون یه قراری میذاره، خودشون بد قولی میکنند و نمیان، اینم بیشتر زده میشه. میبینم راس میگه. بهش سیگار تعارف میکنم....
ادامه مطلب